السيد الطباطبائي

79

مجموعه رسائل ( فارسى )

به اندازه توان شناساگر است نيز به همين مطلبى كه گفته شد بازگشت مىكند . مثال اين مطلب ، مثال آب برداشتن از درياست ، زيرا پيمانه جز دريا را نمىخواهد و نمىجويد ، اما آن مقدار آبى كه از دريا بر مىگيرد به اندازه گنجايش و ظرفيت خود اوست ( نه به اندازه وسعت و بيكرانگى دريا ) . و نيز از مطالب قبلى دانسته مىشود كه ذات حق تعالى ، خارج از حيطه بيان است ( مقصود اين است كه او در توصيف و بيان نمىگنجد ) . از اين‌جا آشكار مىگردد كه « توحيد ذاتى » آخرين درجه توحيد است زيرا توحيد كامل آن است كه ذات حق ، كه پيرامون توحيدش بحث مىشود ، از هر تعيّن حقيقى يا اعتبارى و حتى از خود همين حكم كه نوعى تعيّن و قيد است نيز آزاد و رها باشد . خداوند سبحان به پيامبرش فرمود : « وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى » ؛ « 1 » همانا پايان سير و حركت به خدا مىانجامد . فصل 2 قبلًا دانستى كه مقتضاى برهان ياد شده در فصل دوم اين رساله اين است كه خداوند - / كه نامش گرامى باد - / ذاتى است كه داراى تمام صفات كمالى بوده و تمام صفات نقص از او نفى مىشود و اين‌كه تمام صفات او عين ذات اوست و اين مطلب همان ميراث اديان پيشين است كه پيامبران پيشين مردم را به آن مىخوانده‌اند و نيز همان چيزى است كه از تعاليم فلسفى حكيمان الهى مصر و يونان و پارس و غير آن

--> ( 1 ) . نجم ، آيه 42